ملت شریف ایران، دانشجویان ودانشگاهیان فرهیخته ایران
ده روز است که جمع زیادی از دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در اعتراض به مشکلات صنفی _مدیریتی دانشگاه خود دست به اعتراض وتحصن زده اند.محور اصلی خواسته های این دانشجویان که با حمایت کارکنان واستادان دانشگاه نیز همراه شده است تغییر ریاست دانشگاه است که از زمان روی کارآمدن خود با برخورد های توهین آمیز و متکبرانه خود علاوه بر زیر سوال بردن شخصیت دانشجویان و کارکنان واساتید دانشگاه، زمینه نارضایتی گسترده و شدید مجموعه تحت مدیریت خویش را فراهم آورده و امکان هرگونه تعامل مفید و سازنده مابین دانشجویان و اساتید را از بین برده است. جو خفقان و فضای اختناقی که با حضور وی بر دانشگاه حاکم شده است در نوع خود کم نظیر وبرای هر مجموعه که پسوند دانشگاهی_آموزشی را برخود داشته باشد مایه ننگ وشرمساری است.
ما فارغ التحصیلان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ضمن حمایت از خواست دانشجویان دانشگاه اعلام می داریم مشکلات مدیریتی دانشگاه بسیار ریشه ای بوده ونه تنها شخص دکتر صدرنژاد بلکه مجموعه وزارتخانه آموزش و پرورش نیز توان حل آنها را ندارد چنانچه قبلا نیزخود این مساله را ثابت کرده است. مباحث درسی که در زمینه تربیت نیروی انسانی در این دانشگاه ارایه می شود حداقل ارتباط ممکن با واقعیت های اجتماعی را دارند و دانشجویان دبیری این دانشگاه پس از فارغ التحصیلی عملا با تضاد بسیاری از محفوظات ذهنی با واقعیت های اجتماعی مواجه می شوند و ….
ما امضا کنندگان این بیانیه، امیدواریم مسولان حکومتی به ویژه وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری برای یک بار هم که شده در خصوص این دانشگاه با اتخاذ تدابیر علمی در جهت حل مشکلات عدیده آن تلاش کرده گامی برای حل مشکلات ایران بردارند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
