امروز دانشجویان دانشگاه تفرش در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به در خواست ها و اعتراضات خود در صحن دانشگاه متحصن شدند. این دانشجویان دلایل عمده تحصن خود را به شرح زیر اعلام کردند:
۱- اوضاع نا مطلوب غذا
۲- فشارهای بی مورد کمیته انضباطی
۳- وضعیت نامطلوب فرهنگی
۴- عدم رسیدگی به درخواست های قبلی دانشجویان
۵- کم و نامناسب بودن سرویس های حمل و نقل
۶- شنود مکالمات تلفنی خوابگاه ها
۷- بسته شدن زود هنگام و غیر قابل قبول درب خوابگاه دختران
۸- پاسخگو نبودن مسئولین به درخواست های آموزشی (ترم تابستانی، دانشجوی مهمان و …)
۹- عدم همکاری شورای فرهنگی در زمینه طرح های فرهنگی
۱۰- عدم اعطا مجوز جهت تاسیس تشکل مستقل دانشجویی به منظور پیگیری مطالبات دانشجویان
۱۱- شفاف نبودن موارد مصرف بودجه دانشگاه
۱۲- نامناسب بودن جاده ی خوابگاه به دانشگاه
۱۳- عدم امنیت دانشجویان به دلیل مشخص نبودن حریم دانشگاه
۱۴- نزول کیفیت اساتید
۱۵- استفاده از سلف دانشجویان در موارد غیر دانشجویی
در همین راستا دانشجویان خواستار حضور معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه که متعاقبا آقای یزدانی معاونت مذکور در جمع دانشجویان حاضر شده و به دانشجویان معترض پیشنهاد کردند که درخواست های خود را به صورت کتبی به مسئولین ارائه دهند که دانشجویان ضمن یادآوری اینکه این اقدام بارها صورت گرفته و هرگز نتیجه ای نداشته است از عملی کردن این پیشنهاد امتناع کردند و به نشانه ی اعلام همبستگی و وحدت خود به هم آوایی “یار دبستانی ” پرداختند.
همچنین دانشجویان طبق اقدام اعتراض آمیز دیگری از صرف غذای امروز ظهر خود داری کردند. در نهایت نمایندگان دانشجویان از میان خود ۲ نفر را برگزیدند تا در جلسه شورای فرهنگی که در روز سه شنبه برگزار می شود شرکت کنند تا نسبت به برگزاری مراسمی برای بررسی مشکلات با حضور ریاست دانشگاه اقدام کنند و در صورت عدم حصول نتیجه ای مشخص به اعتراضات خود ادامه دهند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
