روز گذشته بسیاری از دانشگاه ها شاهد اعتراض بسیاری از دانشجویان معترض بود.
در دانشگاه پلی تکنیک دانشجویان معترض که به خواسته های بر حق خود نرسیده بودند با تجمع در برابر درب دفتر نهاد رهبری و معاونت دانشجویی دانشگاه خواستار استعفای هر دوی این افراد شدند.
در دانشگاه علامه طباطبایی نیز دانشجویان معترض به بازداشت رامین جهانبگلو و سرکوب مردم تبریز در دانشکده ادبیات و زبانهای خارجه این دانشگاه تجمع کردند.
همچنین دانشجویان دانشگاه تهران نیز به تجمع در دانشکده حقوق این دانشگاه پرداختند. گزارشهای رسیده حاکی از آن است که تعداد زیادی از دانشجویان معترض در خوابگاه کوی دانشگاه تجمع و سپس به بیرون کوی حرکت کردند که در این هنگام تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و لباس شخصی با هجوم به دانشجویان آنها را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند . یکی از دانشجویان را از خوابگاه به پائین انداختند و سر و دست یک دانشجوی دیگر را شکستند و تعداد زیادی را نیز مجروح کردند.
همچنین تعدادی از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی در اعتراض به کاریکاتور روزنامه ایران در این دانشگاه تجمع کردند.
همچنین تعدادی از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در اعتراض به عملکرد رئیس دانشکده و حراست و مجموعه مدیریتی دانشگاه تجمع کردند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
