باز دور جدیدی از بازداشت فعالین دانشجویی شروع شد. یاشار قاجار و عابد توانچه در امیر کبیر، پویا هیبت اللهی و فرید هاشمی در دانشگاه تهران، امید عباس قلی نژاد و پیمان پیران و برخی دیگر از فعالین دانشجویی در دانشگاه های تهران، زنجان، ارومیه توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شده اند و به مکان نامعلومی برده شده اند.
داستان تلخی که گویی تکرار آن پایانی ندارد و این شام تیره را نهایتی نیست. دانشجویان در دهه پیش بیش تر از دیگر اقشار جامعه چهار دیواری زندان را زیارت کرده اند و رنج انفرادی، تنهایی تحمیلی، تحقیر، توهین و آزار های جسمی و روانی را تحمل کرده اند. تا مسیر رسیدن به ایرانی آباد و آزاد و سرافراز هموار گردد. شک ندارم این بار نیز چیزی عاید بازداشت کنندگان نخواهد شد جز آنکه عزم دانشجویان جزم تر خواهد شد. همانگونه که بازداشت های قبلی حاصلی در بر نداشت و نتیجه اش رادیکال تر و مصمم تر شدن جنبش دانشجویی را به همراه آورد.
نمی دانم این عزیزان در کدامین بازداشتگاه و سلول بسر می برند. آیا زیر اخیه رفته اند تا در زیر فشار بی خوابی، کتک و … به کار های نکرده اعتراف کنند. تا حرف های کیهان، رسالت و دیگر محافل اقتدارگرا ثابت شود که اعتراضات دانشجویی اخیر زیر سر بیگانگان و اغراض سیاسی جریان خاصی در دانشگاه بوده است.! اما می دانم بار ها و بار ها بازجویان در گوششان خوانده و می خوانند که اینجا پایان خط است. اما زندان تمام می شود و آن گسست و جدایی که بازجو می کوشد بین حال و گذشته برقرار کند ، روی نخواهد داد . زندانی آرمانگرا حتی اگر او را بشکنند دوباره به هویت اصلی و فضای مانوس خود باز خواهد گشت.
آخر از این حضرات باید پرسید اگر هر اعتراضی با اشارت بیگانگان صورت می گیرد و آنان این چنین مبسوط الید هستند پس تکلیف سیستم امنیتی و نظامی عریض و طویل و بودجه های هنگفتی که صرف آن می شود، چیست؟ اگر بیگانگان می توانند هر آن که اراده کنند کشور را به نا آرامی بکشانند پس اول باید صحنه گردانان سیتم امنیتی به جرم بی کفایتی محاکمه شوند .
آدرس غلط دادن در زمانه کنونی دردی را دوا نمی کند .این اعتراضات پژواک خواست ملت ایران است و با بگیر و به بند جلوی آن را نمی توان گرفت و صورت مسئله را نمی شود پاک کرد. در جهان کنونی کشوری امنیت دارد که سینه های مردمانش آکنده از رضایت باشد و دموکراسی، نظام متکثر حزبی، آزادی و عدالت در آن جریان داشته باشد. انباشت مطالبات تحقق نیافته روز به روز سیر صعودی می یابد و وای از آن روزی که سیل مطالبات ملت از سد های سرکوب عبور کند.
ای کسانی که به فرموده قران گوش ها و چشم ها را بسته اید و برق قدرت چنان مسحور تان کرده است که واقعیات را نمی بینید، فریب قدرت ناپایدار امروز را نخورید که به یمن اسلحه و زور بر مرکب مراد سوارید. بر سرنیزه شاید بتوان تکیه کرد ولی بر آن نمی توان نشست.
تلاش و مقاومت این عزیزان و دیگر آزادیخواهان در بند نوید بخش طلوع صبحی دیگر گونه است که فجر آزادی و رهایی را بشارت می دهد. زمستان پاینده نیست.
مخوان ای جغد شب لالایی شوم
که پشت پرده بیدار است خورشید



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
