” دانشجویان احضار شده حتی فرصت دفاع از خود را نیافتند، یعنی اصلا به آنان اجازه دفاع داده نشد.”
“متین مشکین”، عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر تهران در گفت و گو با خبرنگار روز، با اعلام این مطلب و ضمن اعتراض به احضار و تعلیق دانشجویان دانشگاه امیر کبیر گفت: “۳۳ نفر از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر با حکم کمیته انضباطی روبرو شده اند که از یک تا ده ترم تعلیق را شامل می شود. از میان این دانشجویان ۲۳ نفر عضو انجمن اسلامی و ۷ نفر عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی و ۳ نفر از دانشجویان فعال دیگر هستند.”
وی در ادامه با ابراز ناخشنودی از آنچه که در مورد دانشجویان در خبرگزاری ها انعکاس می یابد افزود: “در حالی که به هیچکدام از دوستان ما اجازه هیچ دفاعی از خود داده نمی شود، اما در خبرگزاری ها همواره اخباری می بینیم که گویی دانشجویان همه گناهکارند و حتی گناه خود را پذیرفته اند. آن هم در حالی که حتی هیچ صورت جلسه ای به امضاء دانشجویان نرسیده است.”
مشکین در ادامه با انتقاد از مسوولان دانشگاه گفت: “من تعجب می کنم چگونه دانشگاه اعلام می کند ناظرین کمیته انضباطی مسئول محکوم کردن دانشجویان، همه متدین بودند. اگر چنین است چطور آنها مرتکب این حرکت های غیر قانونی برای از بین بردن انجمن اسلامی ها می شوند.”
وی افزود: “یقینا منظور مسوولین دانشگاه از نظارت متدینین به معنی حضور بسیج و وابستگان کانون اندیشه دانشجویان مسلمان است که در حقیقت آبشخور فکری آنان بر همه روشن است.”
مشکین در ادامه به نوع اتهام دانشجویان احضار شده اشاره کرد و گفت: “مسوولین دانشگاه معتقدند انجمن اسلامی قصد براندازی نظام را دارد و در این راستا با الگو برداری و حتی دیکته برنامه هایی که از غرب ارایه می شود، قصد استحاله نظام را داشته که البته به قول خودشان به سرعت جلوی آن را گرفته اند.”
دعوای سیاسی بود
وی در ادامه افزود: “برخی گمان می کنند احتمالا مسایل دیگری هم مطرح بوده، در حالی که اصلا اینطور نیست و اصلا بحث انضباطی نیست بلکه دعوا، دعوای سیاسی است. چون از نظر آنان اگر انجمن اسلامی و به دنبال آن دانشگاه امیرکبیر آرام نشود و تحت کنترل آنان قرار نگیرد، این مساله به دیگر دانشگاهها هم سرایت خواهد کرد. از این رو آنان قصد تحت فشار قرار دادن و در نهایت نابودی انجمن اسلامی را داشتند؛ برای همین از تعطیلی دانشگاه در تابستان استفاده کردند تا بدین ترتیب در اول مهر با هیچ مشکلی مواجه نشوند.”
این عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر در ادامه با اعتراض به نحوه ابلاغ حکم ها گفت: “توهین و تحت فشار قرار دادن دانشجویان به حدی بود که برخی از دوستان ما وقتی به عنوان اعتراض با کمیته مبارزه کردند، مجبور شدند به نوعی بازجویی پس بدهند که این بازجویی از سوی افراد خارج از دانشگاه بود.”
مشکین افزود: “این بازجویی ها با محوریت پرسش در مورد اعتقادات شخصی و مسایلی همچون اعتقاد به ولایت فقیه همراه بود. در مقابل اعتراض دانشجوها هم کمیته انضباطی اعلام کرد بازجوها کارشناس هستند.”
وی در ادامه در خصوص وضعیت فعلی انجمن اسلامی گفت: “اکنون عده ای از اعضای بسیج بدون برگزاری هیچگونه انتخاباتی، اما تحت عنوان انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر با چراغ سبز مدیریت دانشگاه فعالیت می کنند.”
شکایت می کنیم
این دانشجو افزود: “این کار مسوولان دانشگاه به حدی سخیف و غیر قانونی است که اکنون خود نیز خجالت زده هستند و از اعضای انجمن اسلامی در صحن دانشگاه فراری هستند.”
این عضو انجمن اسلامی در خاتمه گفت: “ما در مقابل این تحرکات ساکت نمی نشینیم و به عنوان اولین قدم قصد شکایت و پیگیری حقوقی داریم؛ و اگر از مراجع داخلی نتیجه نگیریم شکایت خود را در مجامع بین المللی طرح خواهیم کرد.”
منبع: روزآنلاین



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
